سلام
واقعا نمیدونم چی بگم . انقدر سرم شلوغ شده که اصلا وقت نمیکردم آپ کنم . ببخشید
پینگ پونگ ذهنی
دوستت حرفی میزنه تو خودت رو ملزم به دادن پاسخ میبینی . تمام وجودت را به فعالیت وا میداری تا پاسخ اونو بدی , بعد از اینکه جواب میدی با حرف دیگه ای مواجه میشی .
تعداد این کنش ها و واکنش های ذهنی به هزاران بار در روز میرسه !!
شخصی دیگر حرکتی انجام میده و تو احساس میکنی که باید واکنشی انجام بدی و تمام انرژی خودت را صرف پیدا کردن پاسخی مناسب با دیدگاههای و عـقاید خودت میکنی و زمانی که جواب میدهی میبینی دوباره سرخط هستی و باید ضربه جدیدی را دریافت کنی و تمام این ضربه ها به ساختار ذهن و جسم و روح تو وارد میشن.
و ما این بازی پینگ پونگ ذهنی را از لحظه بیداری تا موقع خواب انجام میدیم.
به نظر میرسه چاره ای جز ورزیده تر شدن نداری و در تمام لحظات بیداری در همه جا باید به دنبال پاسخ بگردی!
هر بازی بالاخره برنده و بازنده ای دارد و احتمال هرکدام از آنها 50 درصد است و هراندازه که قدرتمند باشی بالاخره کسی هست که ازش شکست بخوری.
ولی راه دیگری بجز تسلیم شدن و باختن هست . و اون اینه که اصلا وارد بازی نشی!!
چه دلیلی دارد که برای هر سوالی که از تو میشه جوابی داشته باشی ؟! چه اتفاقی می افته اگر نسبت به حرکاتی که اطراف شما رخ میده و چه بسا برای شما رخ میده بی تفاوت باشید و به جای فکر کردن درباره نظرات دیگران درباره خودت , به افکارت نظم بدی؟؟
آرامش تو , سلامتی ذهنی و روحی تو , مصرف درست انرژی روانی تو , اینها باید برای تو مهم باشند . وگرنه عصبانی شدن در مقابل دیگران هرچقدر هم با ارزش باشه در مقابل چیزی که از دست میدهی بسیار بی ارزش است.
بی اعتنایی به نتایج مسابقات پینگ پونگ ذهنی و تلف نکردن وقت و انرژی ذهنی و جسمی خود برای پرداختن به این بازی تمام نشدنی , از خصوصیات انسانهای همیشه موفق است .
ساختار شخیصت از دیدگاه فروید
در سال 1933 فروید با انتشار کتاب " خود " و " نهاد " ، سه سازه بنیادی به نامهای نهاد ، خود و فراخود ،را در تشریح شخصیت مطرح نمود .
نهاد
نهاد منشاء همه سائقهای (Drives) غریزی است که میل جنسی و پرخاشگری غرایز دوگانه اصلی آن را تشکیل میدهند. نهاد بر اساس اصل لذت عمل میکند که بوسیله آن تنش وارد بر انسان را به حداقل و لذت را به حداکثر میرساند.
کودک در هنگام تولد تنها با " خود " متولد میشود و به همین دلیل فاقد توانایی تعدیل و تعویق خواسته هایش است و در پی ارضای سریع آنهاست.
نهاد مخزن غرایز بی سازمان در فرد است و هنوز با حقایق و واقعیات خارج هماهنگ نشده است. نهاد هنگام عدم دسترسی به ارضای نیازهایش به فرایند های ذهنی- درونی مانند توهم روی می آورد تا خواسته اش را بدست آورد.
چون نهاد فقط در پی ارضای نیاز های غریزی و تابع اصل لذت است ، پایبند به ارزشها و اصول اخلاقی نیست و از هیچگونه عقل و منطقی پیروی نمیکند .
بی قراری ، عدم تعقل ، خود خواهی ، لذت طلبی و حفظ مشخصات کودکانه در سراسر عمر از صفات بارز نهاد هستند.
به اعتقاد فروید نهاد واقعیت روانی حقیقی است ، نهاد زیر بنای شخصیت هر فرد را تشکیل میدهد.
خود
در نتیجه تاثیر دنیای خارج روی سائق ها ، " خود " از نهاد سرچشمه گرفته و رشد میکند و مهار یا تعدیل نهاد را بر عهده میگیرد . خود عامل اجرایی و بخش سازندهء شخصیت است و به عنوان میانجی بین نهاد و واقعیت عمل میکند. خود بر اثر فشار واقعیت خارجی قادر به متناسب کردن نیروهای نهاد ، و جانشینی اصل واقعیت به جای اصل لذت ، میشود . اما این به معنی از صرفنظر از لذت طلبی نیست ، بلکه خود از طریق فرایندهای ثانوی تفکر ، نهاد را برای ارضای نیازهایش تا جایی که با واقعیت سازگاری داشته باشد ، حمایت میکند . فرایند ثانوی تفکر یا شیوه حل مساله ، رسیدن به واقعیت از راه طرح ریزی عملی و مبتنی بر منطق ، تشخیص موقعیت زمانی و تفاوت بین واقعیت و غیر واقعیت میباشد . خود از این طریق میتواند ارضای نیازهای نهاد را بر اساس زمان ، مکان و پذیرش احتماعی به تاخیر اندازد و برای اهداف بلند مدت و ارضای آنها برنامه ریزی کند.
یکی از کارکرد های اصلی خود ف حفاظت روان از خطرات درونی و تهدید هایی که از جانب نهاد به منظور راه یابی تکانه های متعارض و غیر قابل قبول به هشیاری ، اعمال می شود . به اعتقاد فروید تفاوت میان سلامت روانی و بیماری از چگونگی عملکرد خود در همین زمینه ناشی میشود. اگر چه محتوای خود به طور وسیع ، هشیارانه است اما نمیتوان به تمام جنبه های آن آگاهی یافت ، به عنوان مثال ساز و کارهای دفاعی مثل سرکوبی در قلمروی ناهشیار خود قرار دارند.
فراخود
این بخش از شخصیت معمولا در سنین پنج تا شش سالگی شکل میگیرد و بیش از هر چیز در بر گیرنده قاعده های رفتاری وضع شده از سوی والدین است . فرا خود بخش اخلاقی ، اجتماعی و قضایی شخصیت است و بیشتر نشاندهنده شخصیت آرمانی فرد است تا شخصیت واقعی او فرا خود از " خود " و بوسیله درون سازی یا جذب معیارهای اخلاقی والدین یا همانند سازی با آنها و سایر افراد مهم در زندگی کودک بوجود میآید و جایگزین کنترل والدین شده و به عنوان یک داور اخلاقی اجتماعی ، کنترل روانی شخص را به عهده میگیرد.
هدف فراخود بازداری همه خواسته های لذت جویانه نهاد است .
روانشناسی کمال
مقدمه
در سالهای اخیر شیوه نگرش بعضی روانشناسان به شخصیت انسان تغییر کرده و نگرش جدیدی در حال پیدایش است . این جهت گیری جدید ، " روانشناسی کمال " یا " روانشناسی سلامت " نامیده میشود که به جنبه سالم طبیعت آدمی و " صحت روانی " میپردازد ،نه به بیماری روانی و جنبه ناسالم آن.
هدف روانشناسی کمال درمان روان نژندی و روان پریشی نیست بلکه یافتن و تحقق بخشیدن به استعدادهای نهان آدمی و به فعل در آوردن آنها و یافتن معنای ژرفتری در زتدگی است.
روانشناسی کمال سعی در گسترش و غنا بخشیدن به شخصیت و زندگی انسان دارد و با روانشناسی شناخته شده تا بحال کاملا ً متفاوت است .
در حال حاضر این شیوه نگرش در حال گسترش است و حتی در دانشگاهها نیز درسهایی به این مبحث اختصاص داده شده و افراد می کوشند از طریق آموزشهای این علم جدید به رستگاری فردی و اجتماعی برسند .
در این نوشتار چند قسمتی سعی دارم با استفاده از کتاههای مختلف و برداشتهایم از این کتابها شما را با نظریه های مختلف روانشناسی کمال آشنا کنم.
شخصیت سالم چیست؟
در حال حاضر کتابها و مقالات متعددی برای رسیدن به رشد و اعتلای شخصیت منتشر میشوند که بعضی از آنها فاقد ارزش و برخی بسیار باارزش هستند.
کلاسها و انجمن های درمان گروهی در همه جای دنیا درحال شکل گیری هستند و هدف تمام افراد شرکت کننده در این جنبش فوق العاده محبوب ، دستیابی به شخصیت سالمتر و تعریف خصوصیات آن است.
در آغاز روانشناسی به بررسی بیماری های روانی می پرداخت ، همانطور که فروید و پیروان تعالیم وی نیز اختلالات عاطفی ، روان نژندی ها و روان پریشی ها را مورد مطالعه قرار میدادند یعنی بدترین وجه طبیعت انسان ، ولی بر خلاف آن روانشناسی کمال به بررسی راههای رسیدن به تکامل و اعتلای شخصیت و نادیده گرفتن آنچه که بودیم وهستیم می پردازد و در پی رسیدن به چیزی است که میتوانیم باشیم.
روانشناسان کمال که اکثرا ً روانشناسانی انسانگرا ( Humanist ) هستند با دیدی نو و متفاوت به ماهیت انسان می نگرند ، دیدی متفاوت با آنچه که رفتارگرایائی ( behaviorism ) و روانکاوی ( psychoanalysis ) یعنی اشکال سنتی روانشناسی از انسان دارند.
رفتارگرایان آدمی را پاسخگوی فعلپذیر محرکهای بیرونی و روانکاوان انسان را دستخوش نیروهای زیست شناختی و کشمکشهای دوره کودکی میپندارند. اما روانشناسی کمال در عین پذیرفتن تاثیر عوامل مذکور در زندگی ، وی را برده بی اراده این عوامل نمیدانند و ب اعتقاد بر این دارند که انسان باید از سد نیروهای بازدارنده بگذرد و رشد و پرورش یابد.
تصویری که روانشناسان کمال از طبیعت انسان میدهند بر خلاف تصویر بدبینانه روانشناسان قبلی ، تصویری کاملا ً خوش بینانه و امیدبخش است.
طرفداران و حامیان جنبش استعداد بشری ( human potential movement ) سطح مطلوب کمال را فراتر از بهنجار بودی ( normality ) میدانند و معتقدند که رهایی از بیماری روانی و نداشتن روانپریشی برای رسیدن به کمال کافی نیست و فقط گام نخست در این راه است.
اما مگر چه ایرادی دارد که انسان فقط بهنجار باشد و بیماری و مشکل روانی نداشته باشد ؟
اگر به روانشناسان کما معتقد باشیم ( و یا حتی به تجربه ) خواهیم پذیرفت که امکان دارد تمام جنبه های رندگی رضایت بخش باشد و هیچ مشکلی از نظر عاطفی و ارضای نیارها و سائقها ( drives ) نداشته باشیم اما همواره از احساس تنهایی ، نومیدی ، دلتنگی ، بیهودگی ، بی معنایی و پوچی رنج ببریم ، انگار جای چیز بسیار همهمی خالی است ولی نمیدانیم چیست .
حاصل کار امروز و فردایم چیست؟ حاصل عمرم چیست؟ .چرا ما باید زندگی کنیم ؟
اینها پرسشهایی بسیار ساده هستند ولی ادامه زندگی انسان به پاسخ دادن به این پرسشها بستگی دارد.
دوباره به پرسش اول باز میگردیم ، شخصیت سالم چیست؟ نمیتوان گفت ، چون تا بحال آمچه که شخصیت سالم نیست را وصف کرده ایم .
بهر حال روانشناسانی هستند که نظریه هایشان فراتر از بهنجاری است و میتوان آنها را نظریه های رسیدن به کمال نامید ، افرادی مانند گوردن آلپورت، کارل راجرز، اریش فروم، آبراهام مزلو، کارل گوستاو یونگ، ویکتور فرانکل و دویتس پرلز که نظریه هایی درباره شخصیت سالم عرضه کرده اند ، که در ادامه این نوشتار به بررسی و معرفی آنها خواهیم پرداخت.
مطلب زیر پیش شماره مجموعه قورباغه را قورت بده! است که به آموزش غلبه بر تنبلی و برنامه ریزی موفق می پردازد ، این مجموعه برداشتی آزاد از کتاب قورباغه را قورت بده! اثر برایان تریسی است.
برایان تریسی متولد 1944 در کانادا، دارای لیسانس علوم اجتماعی و فوق لیسانس MBA است . وی رئیس و مدیر اجرائی شرکت Brian Tracy International و رئیس دانشگاه Brian Tracy University است ، شرکت وی با سابقه ای 25 ساله ، سرمایه ای بالغ بر 265 میلیون دلار و درآمد سالانه 75 میلیون دلار یکی از موفقترین شرکتهای جهان به شمار می آید . وی به 4 زبان زنده دنیا صحبت میکند و به بیش از 1000 شرکت در 31 کشور دنیا مشاوره میدهد ، شرکتهایی نظیر : IBM , hp , Ford , Federal Express و... ، وی بیش از 40 جلد کتاب تالیف کرده که همه به فارسی ترجمه شده اند.
برایان تریسی تا بحال بیش از 4000 سمینار در 6قاره و 80 کشور در سراسر جهان برگزار کرده که در خرداد ماه امسال(1386) نیز در تهران در مجموعه اریکه ی ایرانیان سمیناری سه روزه داشت.
- در عصر حاضر آنقدر کارهای خوب وجالب برای انجام دادن وجود دارد که اکثر مردم با کمی ِ وقت و زیادی ِ کار مواجه هستند و میتوان گفت که توانائی تصمیم گیری و انتخاب از میان کارها ، عاملی تعیین کننده در موفقیت به شمارمی آید .
توانائی تعیین و انجام سریع مهمترین کارها و اتمام سریع آنها یا در واقع همان تعیین اولویت ها ، مهمترین توانائی است که در حال حاضر باید آموخت و بکار بست تا بصورت عادت درآید.
از قدیم گفته اند اگر اولین کاری که باید هر روز صبح انجام بدهی این باشد که قورباغه ای را قورت بدهی در بقیه روز خیالت راحت است که سختترین و بدترین اتفاقی را که ممکن است در تمام روز برایت پیش بیاید را پشت سر گذاشته ای .
قورباغه درواقع بزرگترین و مهمترین و اثرگزارترین کاری است که باید انجام دهید ، همان کاری که احتمالا ً اگر الان فکری به حالش نکنید همینطور باقی خواهد ماند ، در ضمن اگر دو کار مهم درپیش رو دارید (دو تا قورباغه) اول کار بزرگتر، سختتر و مهمتر را انجام دهید (قورباغه زشت تر را بخورید) .
باید از فرمول چهار مرحله ای زیر استفاده کنید :
1- بلافاصله دست به کار شوید .
2- مداومت به خرج دهید.
3- کار را به اتمام برسانید.
4- به سراغ کار بعدی بروید.
و باید با این وسوسه که کارهای کوچکتر را اول انجام دهید مقابله کنید ، وبه قول برایان تریسی : " اگر قرار است قورباغه زنده ای را بخوری هیچ فایده ای ندارد که مدت زیادی بنشینی و به آن نگاه کنی. "
خیلی ها مشغله را با موفقیت اشتباه میگیرند ، منظور من این نیست که مدام جلسه برگزار کنید ، مدام حرف بزنید ، به این ور و آن ور بروید ولی در آخر کار مفیدی انجام ندهید .
حداقل 95 درصد از موفقیت به عادتهای انسان بستگی دارد ، عادتهایی که به مرور زمان کسب میشوند ، عادت تعیین اولویت ها ، غلبه بر تنبلی و مداومت در انجام مهمترین وظایف ، عادتی است که باید در خود از طریق تکرار و تمرین و مداومت پرورش دهید .
افراد موفق دارای سه ویژگی مهم هستند ، تصمیم گیری، انضباط و اراده ، و این را بدانید که توانائی شما برای یادگیری و پرورش مهارتها و عادتهای جدید عملا ً نامحدود است .
هرکس بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا میکند و هرکس نخواهد بـهانه اش را
راههای بهبود ارتباطات
( دکتر آزمندیان )
1) ابتدا به ارزش واقعی خود و نیازهایمان پی ببریم
2) با کسانی صمیمی شویم که وجوه مشترک زیادی با ما داشته باشتد . نظام ارزشی، دین، فرهنگ ، دیدگاه و ...
3) به صراحت به دیگران بگوئیم که از این رابطه چه میخواهیم
4) بر اساس ترحم و دلسوزی رابطه برقرار نکنیم
5) در برقراری روابط حد و مرز بگزاریم و اجازه ندهیم دیگران به تمام زوایای زندگیمان رخنه کنند
6) تمام اسرار زندگیمان را فاش نکنیم( مگر برای همسر)
7) بیش از حد به یکدیگر وابسته نشویم ( با هم ولی با فاصله )
8) برای یکدیگر سنگ صبور خوب ، امین و رازدار باشیم
9) شنونده خوبی باشیم و با طرف مقابل همدردی کنیم
10) از صحبت های یکدیگر برداشت خوبی داشته باشیم
11) طرف مقابل را از برداشت خودمان مطلع کنیم (شاید برداشتمان اشتباه باشد – سوء تفاهم )
12) حرف وعمل ما یکی باشد
13) از بحث و جدل دوری کنیم
14) همدیگر را شماتت و تحقیر نکنیم
15) از اشتباهات خود بی تفاوت نگذزیم و عذرخواهی کنیم
16) احساس خود را به طرف مقابل به خوبی ابراز کنیم
17) در ابراز محبت خلاقیت داشته باشیم
18) در ابراز محبت افراط نکنیم ، تعادل را حفظ کنیم
19) به افراد به اندازه ارزش و ظرفیتشان محبت و توجه کنیم
20) اصرار نداشته باشیم همه ما را تائید کنند
21) کم توقع باشیم
22) مستقیم گله نکنیم ( گله علامت دوست داستن است )
23) با مردم همانگونه رفتار کنیم که دوست داریم با ما آنگونه رفتار کنند
24) صبور باشیم و مدارا کنیم
25) Let's talk
اینم اولین مطلب وبلاگ:
-------------
( این مطلب مربوط به روابط اجتماعی است)
حساب بانک عاطفي اصطلاحا ً به اعتبار و حساب عاطفي و احساسي گفته ميشود که ما نزد ديگران داريم و اين حساب بر اساس روابط متقابل ما اندازه گيري ميشود و قاعدتا ً مانند تمامي حسابهاي سپرده زماني ميتوانيم از آن برداشت کنيم که چيزي در آن وجود داشته باشد.
بطورمثال زماني ک من از دوستم درخواست انجام کاري را دارم ، انجام دادن يا ندادن آن کار مستقيما ً به حساب بانک عاطفي من نزد دوستم بستگي دارد.
مسلما برداشت هاي بزرگ مستلزم موجودي بسيار زيادي ميباشند که بايد در طي مدت زيادي جمع شده باشد.
اکثر مسائلي که بين همسران بوجود ميآيد به دليل برداشت هاي زياد و سپرده گذاري کم است و بايد اين را در نظر داشت که مسئله کم بودن موجودي حساب بانک عاطفي چيزي نيست که در زماني کوتاه قابل حل باشد و مستلزم صبر و تلاش و از خودگذشتگي زيادي است و البته نتايج بسيار خوبي هم دارد که اصليترين آن بهبود روابط است.
البته مثالهاي زيادي ميشه در اين رابطه زد ولي به علت اينکه مطلب طولاني ميشد از اين کار صرفنظر کردم ولي خودتون با کمي بررسي ميتونيد ببينيد که ريشه اکثر بي اعتمادي ها خالي بودن حساب بانک عاطفي است.
راههاي افزايش موجودي حساب بانک عاطفي
1-مهرباني هاي ساده کوچک
2-صداقت
3-تصريح و تشريح توقعات
4-وفاداري
5-تماميت وجود* :يعني حس تعهد نسبت به اصول . انطباق انديشه و گفتار يا قصد و عمل
6-صميمانه پوزش بطلبيم : هرگاه هر کدام از 5 مورد بالا را رعايت نکرديم به اشتباه خود اقرار و عذرخواهي کنيم.
*صداقت يعني انطباق کلام با واقعيت
تماميت وجود يعني انطباق واقعيت با گفتارمان يعني عمل کردن به کلام خود
البته تماميت وجود يه بحث کاملي داره که حتما ً در آينده مطرحش ميکنم
----------------------------------------------------------------------
کتابهاي پيشنهادي در اين رابطه : -هفت عادت مردمان موثر اثر استفان کاوي **
-سطلتان چقدر پر است (اسم نویسندش یادم رفته)
**یه توضیح درباره کتاب هفت عادت : این کتاب در چند نسخه مختلف تو ایران چاپ شده
یکیش ترجمه خانم گیتی خوشدل هستش که برگردان سخنرانی نویسنده در همین رابطه است (انتشارات پیکان)
یه نسخه ترجمه آقای آل یاسین هست که برگردان کامل کتاب هفت عادتِ
و یه کتابی هم هست به عنوان زندگی با هفت عادت که سرگذشت کسانیه که از این کتاب استفاده کردن
البته مطالب کتاب هفت عادت بسیار گسترده و عالیه و حتما من اونهارو به مرور زمان مطرح میکنم البته کتاب خودم رو یکی از دوستان لطف کردن و بردن و دیگه نیاوردن
قبل از اینکه بخوام مطلبی رو توی وبلاگ قرار بدم میخواستم نظر خواننده های وبلاگ رو بدونم درباره اینکه توی وبلاگ از مقالات تحلیلی استفاده کنیم یا راهکارها و روشهای فوری ؟
- در مباحث روانشناسی و رفتارشناسی به طور کلی 2 نوع نوشته داریم :
1 - مقالات تحلیلی که ابتدا مشکل رو مطرح میکنند ، عوامل ایجاد کننده مشکل رو بررسی میکنند ، راه حلهایی برای برطرف کردن مشکل ارائه میکنند و در نهایت به بررسی روشهای ارائه شده و مراقبت و پیگیری بعد از رفع مشکل میپردازند ، که طبعا ً زمان زیادی میبره و نتایج بهتر و طولانی مدت تری داره که میشه به این روش ، راهکارهای مداوم گفت .
2 - حالت دوم اینه که بدون بررسی ( یا بررسی سریع ) عوامل ایجاد مشکل وچراهایی که باعث بوجود آمدن مسئله شدن به ارائه رهکار بپردازیم و یک سری راه حل آنی و سریع بدیم . مپل بیشتر کتابهایی که توی بازار هستند که موفقیت در چند روز یا اعتماد به نفس در چند دقیقه و ...
البته هر دوی این روشها خوب هستند ولی من روش اول رو بیشتر می پسندم در ضمن اگه بخواهیم تمام مسائل رو با روش اول بررسی کنیم زمان خیلی زیادی میبره .
نظر خود من اینه که هر دو سه ماه یکبار یه مطلب به روش اول توی وبلاگ قرار بگیره و در بین اینها مطالب و مسائلی به روش دوم مطرح بشه.
اینها رو گفتم تا از شما هم کمک فکری بگیرم ، خوشحال میشم نظراتتون رو بگید .
سلام
من تا روز اول خرداد یه مطلب جدید توی وبلاگ قرار میدم . دوستانی که
مایل به همکاری هستند میتونند توی قسمت نظرات مطرح کنن .
لطفا آدرس ایمیل و مشخصات تون رو بزارید
|
سلام • به خاطر طولاني بودن مطالب پيشنهاد ميکنم که مطلب مورد نظرتون رو ذخيره کنيد و بصورت offline مطالعه کنيد •اگر سوال ، انتقاد ويا پيشنهادي داشتيد ميتونيد در قسمت نظرات مطرح کنيد و يا براي من ميل بزنيد. •سبز و شاد باشيد. |